![]() |
![]() |
|
| غم اگر مرا ترک کند تنهای تنها می شوم |
|
هنگامی که در تاریکی شب ستارگان در اعماق آسمان می درخشند
هنگامی که نغمه ی موسیقی از هر گوشه به گوش می رسد در ان هنگام به یادت خواهم بود ! هگامی که کبوتر پر شکسته در آسمان بی آشنا می ماند هنگامی که پروانه سوخته بال در راه شمع جان می سپارد به یادت خواهم بود ! آری . . . به یادت خواهم بود ! امیدوارم هیچ وقت قلبت نشکنه . با آرزوی خوشبختی برات . . |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 18:40 توسط غم |
|
|
هرکی جدا کرد تورو از من الهی غصه بگیره توی تنهایی و غربت بی کسو بی یار بمیره. بی تو از حسرت دوریت دل من داره میمیره تا تو برگردی دوباره دل من اروم بگیره.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 21:50 توسط غم |
|
|
"امید به ناحق به دست عشق کشته شد-یادش گرامی امید جان سلام شرمنده عزیز من بعد از 5ماه تازه الان اپ کردم چرا این حرفاتو زدی خیلی ناراحتم کردی انگاری من بازم مثله همیشه دیر رسیدم. خواهش میکنم یه بار دیگه فقط به بار دیگه به من سر بزن کار مهمی باهات دارم. امید جان نمیدونم کدوم نامردی اینجوری تورو ناراحت کرده ولی تو نباید خودتو از بین ببری. عاجزانه ازت میخوام یه بار دیگه واسم نظر بزاری همین.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 18:45 توسط غم |
|
|
آشناي غم تنهايي من داغ دستان مرا باور کن |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 18:52 توسط غم |
|
خواستم به کسی روی کنم شاید فراموشت کنم زندگی شاید ندارد باید فراموشت کنم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 11:8 توسط غم |
|
کی گفته بود که تنهام وقتی تورو ندارم بازم می گم بدونی منم خدایی دارم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 10:54 توسط غم |
|
بس که ديوار دلم کوتاه است , هرکه از کوچه ي تنهايي من مي گذرد به هواي هوسي هم که شده , سرکي مي کشد و مي گذرد .... |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 10:52 توسط غم |
|
آنكه مست آمد و دستي به دل ما زد و رفت در اين خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهايي ما را به رخ ما بكشد تنه اي بر در اين خانه ی تنها زد و رفت
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 23:38 توسط غم |
|
نه دلم تنگ نشده واسه ی دیدن تو .واسه بوی گل یاس .واسه عطر تنه تو نه دلم تنگ نشده واسه بوسیدن تو.واس وسوسه ی چشمای روشن تو چرا دلتنگ تو باشم؟چرا عکستو ببوسم؟ چرا تئو خلوت شبهام چشم به رات بدوزم؟ چرا یاد تو بمونم تویی که نموندی پیشم؟ می دونم تا اخر عمر من دیگه عاشق نمی شم نه دلم تنگ نشده واسه دیدن تو .واسه بوی گل یاس واسه عطر تنه تو!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 22:52 توسط غم |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 22:44 توسط غم |
|
در تنهایی خود لحظه ها را برایت گریه کردم در بی کسیم برای تو که همه کسم بودی گریه کردم در حال خندیدن بودم که به یاد خنده های تلخ و سردت گریه کردم در حین دویدن در کوچه های زندگی بودم که ناگاه به یاد لحظه هایی که بودی و اکنون نیستی ایستادم و ارام گریه کردم ولی اکنون می خندم اری می خندم به تمام لحظه های بچگانه ای که به خاطرت اشکهایم را قربانی کردم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 22:42 توسط غم |
|
نفهمیدم که چشم تو بهم خیانت می کنه .پیشه غریبه ای ازم شکایت می کنه یه روز دلو دادم بهت امروز می خوام پس بگیرم. من میرم بسه دیگه طاقت موندن ندارم.بین این همه گناه حس واسه نوشتن ندارم بزرگترین گناه من باور عشقت بودو بس.این اخرین نوشتمه همراه اخرین نفس!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 22:40 توسط غم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
انگار صدایی می شنوم زمزمه مرگ منه
من نمی خوام زنده باشم جوونی دردو ماتمه من میرم از پیش شما به شهر خوب قصه ها می خوام برم پیش خدا گله کنم از آدما که ای خدای مهربون ببین چی اومد سرمون رها شدیم از این قفس به قیمت زندگیمون من نمی خوام زنده باشم جوونی دردوماتمه می خوا م برم پیش خدا همسفرم سکوتمه شهوت رفتنم فقط اندیشه ی نفرتمه مرثیه سر کن واسه من که آخرین هجرتمه idi:girl_free2001 |
| پیوندهای روزانه |
|
فرزین جوووووون شهاب جووووووون آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 آذر 1386 |
| پیوندها |
|
گمگشده حال تو حال |
|
RSS
|
![]()
:: موزيك::